چند سخن از ویکتور هوگو

آدم ها تهی از توانایی نیستند، تهی از اراده اند. هر چه از کوه بالاتر رویم، چشم انداز گسترده تری را می بینیم. فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن. خدمت به وطن نیمی از وظیفه است و خدمت به انسانیت، نیم دیگر آن. خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد، یا کتاب های خوب و یا دوستانی که اهل کتاب باشند. مرگ مهم نیست، خوشبخت نبودن مهمترین چیزها است. اندیشه ها باید همیشه به سوی آینده پیش رود. اگر خدا می‌خواست که انسان به گذشته بازگردد، یک چشم، پشت سر او می گذاشت. خدا پایان شکوه جهان آفرینش است، عشق، پایان شکوه آدمی. آنچه می‌گویی بکن و آنچه می‌کنی بگو. مردن، ناگوار نیست، بلکه راه زندگی را ندانستن ناگوارتر از مرگ است. هر زن پاکدامنی، زیبا و دلپسند است. عشق پاک، می تواند نیکبخت‌ترین و دل‌انگیزترین زندگی را به وجود آورد. ازدواج چیز شگفت آوری‌ است، گاه شیران را روباه و گاه روبهان را شیر می‌کند. تلاش و کوشش دو گونه است: تلاش درونی، که همانا اندیشیدن است و تلاش بیرونی، که همانا کردار است. این دو چیز همراه با یکدیگر، انسان را به نتیجه ی دلخواه می رساند. زندگی شما از زمانی آغاز می‌شود که افسار سرنوشت خویش را در دست گیرید. الماس را جز در قعر زمین نمی‌توان پیدا کرد و حقایق را جز در اعماق فکر نمی‌توان یافت.
/ 1 نظر / 20 بازدید
najmeh

سلام مطلب زیبایی بود موفق باشید